فروهر در اثر اهمیت دادن به مساائل مادی و اقتصادی تبدیل به فر کیانی شد | پرتال خبری ماهین نیوز

کاربر گرامي، سلام
در تاريخ شنبه ۹۶ فروردين ۵ نوشته شما با عنوان چگونه فروهر تبديل به فرکياني شد برگزيده شده و در جايگاه پيوندها در مجله پارسي نامه قرار گرفته است. دبير تحريريه ي اين انتخاب *سحربانو* و دبير سرويس آن منيره غلامي توکلي بوده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.

چگونه فروهر تبدیل به فرکیانی شد؟
آیا اشتباهی پیش آمده که: فروهر و فر کیانی یکی شده اند؟ یا عمدی در کار بوده است. همیشه فاصله بین حق و باطل، به همین سادگی است که: مردم از درک آن عاجز هستند. بین اشتباه و عمد، یا هیچ تفاوت مکانیکی و عملکردی وجود ندارد! بلکه روح یا ادراک از این عملکرد است، که ما را به اشتباه یا عمدی بودن آن، رهنمون می سازد. فرق دزدی با امانت داری نیز، در همین نکته باریکتر از مو است. اگر شما با اجازه صاحب قبلی، کالایی را مصرف یا از آن نگهداری کنید، درست است. اما اگر اجازه نداشته باشید، و همان کار را بکنبد، دزدی است. لذا انسان در کودکی، بین دزدی و امانت فرقی قائل نیست، اما در سن بلوغ این مفاهیم را با: درک موضوع مالکیت به دست می آورد. فروهر و فرکیانی هم همین است، زیرا فروهر یک مفهوم آسمانی، معادل روح جهانی و خدایی است، ولی فرکیانی یک مفهوم زمینی، و سلطه بی اجازه می باشد. در مفاهیم اولیه زرتشتی، و حتی قبل از زرتشت، فروهر یک مفهوم ابراهیمی است. اما به مرور از دین ابراهیمی و زرتشتی، بیرون آمده و سایه بان قدرتهای پوشالی زمینی: به نام شاهنشاهان می شود. در واقع آنها خدای آسمان ها را به زمین کشیده، و برایش جسم مادی از جنس شاهان ساختند. به عبارت بهتر شاهان توانستند: فروهر را از آسمان پایین بیاورند، و خودشان جای او را بگیرند. البته موضوع ساده است: دو جریان حق و باطل، در مبارزه با یکدیگر هستند، اما باطل سعی دارد لباس حق را بپوشد، تا ماندگار شود. و فرکیانی چنین عملکردی از فروهر است. اگر خود را از دایره زمانی بیرون آوریم، فروهر روح جهان اهورایی است، و فر کیانی اهریمنی است که: لباس اهورایی برتن می کند. ابتدا خود را سایه اهورا می داند، و بعد بجای او می نشیند و اورا از یادها می برد. وهمین فراموش کردن، باعث می تا این روح پرستنده، جای دیگری ظهور و تجلی یابد. ماجراهای اهورایی و فروهر قرابت: زیادی با مفاهیم اسلامی دارد، و این نشان میدهد قبل از زرتشت، حضرت ابراهیم ع ،تعالیم خود را در این سرزمین گسترانیده بود. ولی عده ای این تعالیم را، بنام دیگران کردند و ابراهیم را فراموش نمودند. درست مثل حادثه ای که در زمان خودش اتفاق افتاد: حضرت ابراهیم در محدوده ایران باستان بود، واگر کرد یا لر نباشد، یقینا عرب نبوده است. اما به دلیل فراموشکاری ایرانیان، خداوند از این قوم رو بر می گرداند، و به ابراهیم دستور می دهد: تا فرزندش را از آنجا دور، و به بیابان بی آب و علف ببرد. تا خداوند این بار، آئین خود را از دل مردمانی معرفی کند که: اگر چه خدا را نمی شناسند، ولی فراموشکار نیستند! اصلا معنی کفر پوشاند حقیقت است. یعنی شخصی خدا را بشناسد و: آن را انکار کند، یا فراموش نماید. آن مردم نادان بادیه نشین هم، با اینکه خدا را نمی شناختند، ولی از قوم کورش (قرشی)، بخوبی مراقبت کردند و: در بین خود جای دادند تا: نسل اسماعیل ع به محمد ص رسید. اما بزودی شیطان بر آنها هم غلبه کرد و: تعصب کور عربی را در آنان زنده کرد. ولذا بعد از وفات محمد ص، فرزندان او را کشتند و یا: از مدینه و مکه راندند. در اینجا بود که دوباره ایران، مامن اهل بیت پیامبر شد. و اکنون آل سعود نماد اهریمن است، که خاندان پیامبر را در یمن و بحرین، عراق و سوریه قتل عام می کند. ولی ایران مرکز پذیرایی از: امام رضا ع و دیگر فرزندان پیامبر می باشد.
How Far Kayani Forouhar turned out to be?
Is that a mistake occurred: Forouhar and Far Kayani have one? Or intentional work. Always between right and wrong, simply that people are incapable of understanding it. Between wrong and deliberately, or there is no difference between mechanical and functional! But the spirit or perception of this performance, we make a mistake or intentional, it leads. Theft with the same integrity, the same thing is thinner than a hair. If you let the previous owner, commodity or taking care of it, right. But, if you do not have the same quality domain, is theft. The man in childhood, does not distinguish between the theft and circulation, but the maturity of the concepts of understanding to acquire ownership. Forouhar and Far Kayani’s the same thing, because Forouhar a concept of divine, universal spirit of the gods, but Frkyany a concept of land, and the rule is unauthorized. The basic concepts of Zoroaster, and even before Zoroaster, Forouhar, a concept Abraham. But over the religion of Abraham and Zoroastrians, come out and thatched roofs earthly powers: the Empire is. In fact, the god of the heavens to the ground, and made him king of the physical body. In other words, the Kings were able: Live from the lower sky, and they take his place. The issue is simple: both the right and the wrong, fight each other, but vain attempts to wear the right clothes, to stay. And Far Kayani is a function of the Forouhar. If we get out of circle time, Forouhar God’s spirit world, and Far Kayani is evil: God’s wearing a dress. Ahura knows his first shadow, and then sits in his place and had forgotten him. Devise forget, makes up the spirit of worship, it is another manifestation. Forouhar God’s adventures and relationships: many Islamic concepts, and this shows to Zoroaster, Abraham, peace be upon him, his teachings had spread in the land. But some of these teachings, as others have forgotten, and Abraham. Just like the incident that happened in his time: Abraham was in the range of ancient Persia, or Lor, if not, certainly not Arabs. But because of forgetfulness Iranians, God of the people of the returns, and Ibrahim orders: The child away and the barren desert him. God this time, people introduce their faith out that although do not know God, but not forgetful! Any sense of disbelief covered the truth. That is, to know God personally and it would not deny or forget. Those people are ignorant Bedouin, though God did not know, but people Cyrus (Qureshi), well cared for and in the place were to: Ishmael Muhammad Ali to come. But they overcame Satan and soon: Arabic in their blind zeal revived. And so after the death of Muhammad, killed her children or of Medina and Mecca drove. Here again, Iran, home to the family of the Prophet. And now Satan is a symbol of the House of Saud, the family of the prophet in Yemen, Bahrain, Iraq, and Syria’s massacre. But Iran Reception Center of Imam Reza (AS) and are sons of the prophets.
كيف تحولت الأقصى كياني فروهر إلى أن تكون؟
غير أن خطأ حدث: فروهر وكياني الأقصى لديك واحدة؟ أو عمل مقصود. دائما بين الحق والباطل، وذلك ببساطة أن الناس غير قادرين على فهم ذلك. بين الخطأ وبشكل متعمد، أو لا يوجد فرق بين الميكانيكية وظيفية! ولكن الروح أو تصور هذا الأداء، يمكننا أن نجعل من الخطأ أو متعمدا، فإنه يؤدي. سرقة بنفس النزاهة ونفس الشيء هو أرق من شعرة. إذا ما تركت المالك السابق أو سلعة أو الاعتناء بها، والحق. ولكن، إذا لم يكن لديك المجال نفس النوعية، هو السرقة. الرجل في مرحلة الطفولة، لا يميز بين السرقة والدورة الدموية، ولكن نضج المفاهيم تفاهم لاكتساب الملكية. فروهر وكياني الأقصى هو نفس الشيء، لأن فروهر مفهوم الإلهية، الروح الشامل للآلهة، ولكن Frkyany مفهوم الأرض، والقاعدة هي غير مصرح بها. المفاهيم الأساسية للزرادشت، وحتى قبل زرادشت، فروهر، وهو مفهوم إبراهيم. ولكن على ملة إبراهيم والزرادشتيين، يخرج وأسقف من القش دنيوي القوى: الإمبراطورية هو. في الواقع، إله السماء إلى الأرض، وملكوه من الجسد المادي. وبعبارة أخرى، كان الملوك قادرة: على الهواء مباشرة من السماء أقل من ذلك، وأنها تأخذ مكانه. المسألة بسيطة: كل من الحق والباطل، ومحاربة بعضها البعض، ولكن محاولات يائسة لارتداء الملابس المناسبة، على البقاء. وبعيدا كياني هو وظيفة من فروهر. إذا كان لنا أن نخرج من دائرة الوقت، فروهر الله روح العالم، وكياني الأقصى هو الشر: الله يرتدي اللباس. أهورا يعرف الأول ظله، ثم يجلس في مكانه وقد نسيته. وضع ننسى، تشكل روح العبادة، فمن مظهر آخر. مغامرات فروهر الله والعلاقات: العديد من المفاهيم الإسلامية، وهذا يدل على أن زرادشت، إبراهيم، صلي الله عليه وسلم، وتعاليمه انتشرت في الأرض. ولكن بعض هذه التعاليم، ونسوا الآخرين، وإبراهيم. تماما مثل الحادث الذي حدث في وقته: كان إبراهيم في حدود بلاد فارس القديمة، أو لور، إن لم يكن، وبالتأكيد ليس العرب. ولكن بسبب الإيرانيين النسيان، إله الناس من العوائد، وأوامر إبراهيم: الطفل بعيدا، وصحراء قاحلة له. الله هذا الوقت، والناس أعرض إيمانهم إلى أنه على الرغم لا يعرفون الله، ولكن ليس النسيان! أي معنى الكفر تغطية الحقيقة. وهذا هو، لمعرفة الله شخصيا وأنه لن ينكر أو ينسى. هؤلاء الناس يجهلون البدو، كأن الله لم أعلم، ولكن الناس كانوا سايروس (قريشي)، حسن الرعاية وفي المكان المناسب ل: إسماعيل محمد علي قادمة. ولكن سرعان ما تغلبت على الشيطان و: اللغة العربية في غيرة عمياء من احيائها. وذلك بعد وفاة محمد، قتل أطفالها أو من المدينة المنورة ومكة المكرمة قاد. هنا مرة أخرى، وإيران، منزل لعائلة النبي. والآن الشيطان هو رمز للآل سعود، والأسرة النبي في اليمن والبحرين والعراق والمذبحة في سوريا. لكن مركز إيران استقبال الإمام الرضا (ع) وهم أبناء الأنبياء.
How Far Kayani Forouhar olduğu ortaya çıxdı?
Forouhar və Uzaq Kayani bir var: bir səhv meydana gəldi deyilmi? Və ya qəsdən iş. Həmişə sağ və yanlış arasında insanların dərk aciz sadəcə. qəsdən yanlış və arasında və ya mexaniki və funksional arasında heç bir fərq yoxdur! Lakin ruh və ya bu performans qavrayış, biz bir səhv və ya qəsdən, bu çıxarır etmək. eyni bütövlüyü ilə Oğurluq, eyni şey bir tükdən nazik. Əvvəlki sahibi mal və ya onun qayğı, sağ bildirin. Eyni keyfiyyətli domen yoxsa Lakin, oğurluq edir. uşaqlıq adam, oğurluq və dövriyyəsi, lakin mülkiyyət əldə etmək anlaşma anlayışlar ödəmə ayırmaq deyil. Forouhar və Uzaq Kayani eyni şey, ilahi Forouhar çünki bir anlayış, tanrıların universal ruhu, lakin Frkyany torpaq anlayış var, və qayda icazəsiz edir. Zərdüşt əsas anlayışlar, və hətta Zərdüşt, Forouhar bir anlayış İbrahim əvvəl. Amma İbrahim və zərdüştlərin dini üzərində çıxmaq və küləşli dam səlahiyyətləri maddi: Empire edir. Əslində, yerə göylərin tanrı və ona fiziki bədən padşah etdi. Başqa sözlə, Kings bacardıq: aşağı göydən Live və onun yer tutur. məsələ sadədir: sağ və yanlış, həm də bir-birinə mübarizə, lakin əbəs cəhdləri qalmaq, doğru paltar geyinmək. Və Far Kayani Forouhar bir funksiyası var. biz dairə vaxt həyata almaq, Forouhar Allahın ruhu dünya və Uzaq Kayani pis: Allahın bir paltar geyən. Ahura ilk kölgə bilir, sonra onun yerinə oturur və ona unutmuşdular. , Unutmaq hazırlamaq ibadət ruhu təşkil edir, başqa bir təzahürüdür. Forouhar Allahın sərgüzəştləri və münasibətlər: bir çox İslam anlayışlar və bu Zərdüşt İbrahimə göstərir salamı olsun, onun təlimlərinə yer üzündə yayılmışdır. Lakin bu təlimlərinə bəzi başqaları unudulmuş, İbrahim kimi. Məhz onun vaxtında baş hadisə kimi: Abraham əgər, əlbəttə ki, qədim İran, və ya Lor intervalında ərəblər deyil. Amma unutqanlıq İran, yekunlarının xalqının Allaha və İbrahim sifariş üz uşaq və qısır səhra ona. Allah bu dəfə, insanlar Allahı bilirik, lakin unutqan deyil, baxmayaraq ki, onların iman həyata təqdim! küfr hər hansı mənada həqiqət əhatə etmişdir. Ki, şəxsən Allah bilir və bu inkar və ya unutmaq olmaz. Allah bilmirdim baxmayaraq edənlər, bədəvi cahil, həm də və yerdə qayğı insanlar Cyrus (Qureshi) idi: İsmail Məhəmməd Əli gəlib. canlandı onların kor şövq ilə Ərəb Lakin onlar Şeytan və qalib. Və Məhəmmədin ölümündən sonra, onun uşaqları öldürən və ya Mədinə və Məkkə sürdü. Burada yenə, İran, Peyğəmbər ailəsinə ev. İndi Şeytan Səud, Yəmən, Bəhreyn, İraq peyğəmbər ailəsinin evinin simvolu və Suriyanın qırğındır. Amma İmam Rza İran Reception Center (ə) və peyğəmbərlərin övladlarıdır.