دیدگاه غربی را برای اداره جهان، که بر مبنای تنگ نظری است، | پرتال خبری ماهین نیوز

شایسته سالاری در: مدیریت اسلامی.
برخلاف کسانی که جمعیتی بیشتر از: یک شرکت یا کمپانی را نمی توانند اداره کنند، در اسلام مدیریت از خود! شروع می شود و به: مدیریت یکپارچه جهانی ختم می شود. در دیدگاه غربی ها، فقط مدیریت شرکتها مدیریت علمی است! و از بالاتر یا پایین تر آن، وحشت دارند! اینکه ترامپ ورود مهاجران را منع می کند، یک دیدگاه شرکتی یا: حاکمبت شرکتی در مدیریت است. زیرا می ترسد با ورود مهاجران، توان مدیریتی از قدرت او بالتر بوده، حاکمیت او را به خطر اندازد. توسعه سازمانی و توسعه مدیرتی، برای انان، زجر آور است! به همین دلیل با رشد جمعیت مخالف هستند، زیرا تصور می کنند: غذای همه آنها را باید از جیب خود بدهند! لذا باید دیدگاه غربی را برای اداره جهان، که بر مبنای تنگ نظری است، کنار گذاشت. زیرا جهان بینی آنها، تا نوک بینی شان است! و از آن بیشتر را دشمن خود تصور می کنند. ولی در اسلام، کوچکترین عضو جامعه بشری، تحت پوشش مدیریت یکپارچه الهی است. پیامبر اسلام می فرماید: من به زیادی شما افتخار می کنم، ولو کودک سقط شده ای باشد. و خداوند در قران هم می فرماید: شما از زیادی فرزند نترسید و آنها را از بین نبرید. ما آنها را روزی می دهیم، حتی روزی خود شما هم با ما است!
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبيراً
مثال زنده این آیه، حاشیه نشیان هستند، یا همان مهاجران! دولت ها و شهرداری ها، از دست این عده عاصی هستند! اما خداوند آنها را دوست دارد و: اساس تمدن بشری را هم، همین ها تشکیل می دهند. در مدیریت اسلامی علاوه بر توسعه حداکثری: مدیریت در جغرافیا و جهان محور بودن آن، در تاریخ و زمان هم توسعه حداکثری دارد. تحلیل گذشته و پیش بینی آینده، برای مدیریت شرکتی یک عذاب هست! ولی در اسلام کل تاریخ، دارای مدیریت یکپارچه الهی است: اول تاریخ حضرت آدم بعنوان مدیر تعین می شود. بعد از او انبیا الهی هستند تا خاتم پیامبران، بعد از ختم پیامبری، دوران امامت ۱۱گانه ۲قرن طول می کشد. بعد از غیبت امام دوازدهم، نفویض مدیریت به علما، از سوی ایشان صورت می گیرد. و دوران ولایت آغاز می شود.« ولی» در این زمان، فقط ولی امر مسلمین نیست، بلکه مانند امام زمان، بر تمام جهان مدیریت می کند. البته اگر قدرت مدیریت ایشان کم باشد، مدیریت تبعی انجام می شود: یعنی غیر مسلمان ها، خودشان تابعی از مدیریت مسلمین می شوند. یعنی شوق تقلید از رهبر مسلمانها، در دل آنها ایجاد می گردد. این مدیران هم در همه زمان ها، براساس اصل شایسته سالاری انتخاب و یا: در واقع از سوی امام زمان منتصب می شوند. قران می فرماید: خداوند از بین مردم دنیا، آدم ع نوح ع و آل ابراهیم و آل عمران را برگزید، تا آنها مردم را هدایت ومدیریت کنند.
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَىٰ آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ
اینها شایسته ترین افراد روی زمین هستند. در میان ائمه نیز، شایسته سالاری اصل بوده. مثلا وقتی عده ای پیش: حضرت شاهچراغ رفتند و گفتند: تو از امام رضا بزرگتری، چرا امام نشدی؟ ایشان با بزرگواری فرمود که: برادرم شایسته تر از من بود. همینطور در مورد بقیه ائمه، دشمنان خواستند: روش سلطنتی را القا کنند: بعد از امام حسن و امام حسین ع گفتند: نوبت محمد خنیفه برادر دیگر انها است. زید ابن علی، از امام محمد باقر بزرگتر بود، یا اسماعیل از امام کاظم، و به همین بهانه ها در مقابل هر امام، یک گروه درست کردند. مانند کیسانیه زیدیه و اسماعیلیه! حتی جعفر کذاب عموی: امام زمان را علم کردند. ولی طفل ۵ساله شایسته تر از: عموی خودش بود.
Meritocracy in: Islamic Management.
Contrary to those who cannot handle more than one company or company, manage Islam in Islam! It begins and ends in: Integrated Global Management. In the Western perspective, only management is the management of scientific management companies! And from above or below that, they are afraid! Whether Tramp prohibits the arrival of immigrants, a corporate or corporate vision is in management. Because he fears that the arrival of immigrants will be more powerful than his power and compromise his sovereignty. Organizational development and management development are painful for them! For this reason, they are opposed to the growth of the population, because they imagine: food should all be given out of their pockets! Therefore, he must abandon the Western perspective on world governance, which is based on a narrow view. Because their worldview is up to their nose! And they think of it as their enemy. But in Islam, the smallest member of the human society is covered by the integrated divine management. The Prophet of Islam says: “I am proud of you, even if the child is aborted. And God says in the Qur’an: “Do not be afraid of many children, and do not destroy them.” We give them a gift, even your day is with us!
The living examples of this verse are marginalized or immigrants! Governments and municipalities are out of the hands of these people! But God loves them, and they are the foundation of human civilization. In Islamic Management, in addition to maximum development: management in geography and its world-centeredness, has a maximum development in history and time. Past analysis and future prediction is a punishment for corporate management! But in Islam, the whole history has a unified divine management: the first of Adam’s history is determined as the director. After him, the prophets are divine, until the proclamation of the Prophet, after the termination of the Prophet, lasts for two centuries. After the absence of the twelfth Imam, the management of the ulama is carried out by him. And the period of the province begins. “But” at this time, it is not only the ruler of the Muslims, but as the Imam of the time, he manages the entire world. Of course, if their management power is low, then they are subordinated: non-Muslims, they themselves are the function of managing Muslims. The passion for imitation of the Muslim leader is created in their hearts. These directors are also selected at all times, on the basis of meritocracy, or, in fact, appointed by the Imam of Time. The Qur’an says: “Allah from among the people of the world, Adam of Noah, and Al-Abraham and Al-Imran, have chosen to guide and guide the people.”
These are the most deserving people on earth. Among the Imams, the principle of merit was also original. For example, when some people came before, the Prophet went to the Shah Chaghgar and said: “You’re bigger than Imam Reza, why did you not get Imam?” He said with magnanimity: My brother was more worthy than me. As for the rest of the Imams, the enemies were asked to: inspire the royal method: after Imam Hassan and Imam Hussein said: the turn of Muhammad Khunifa is their other brother. Zayd ibn Ali was older than Imam Muhammad Baqir, or Ishmael of Imam Kadhim, and the same excuse for each Imam, made a group. Like the bones of Zaidi and Ismaili! Even Ja’far Kozab Uncle: The Imam made the time. But a 5 year old child was more qualified than his uncle.
الاستحقاق في الإدارة الإسلامية.
على عكس أولئك الذين لا يستطيعون التعامل مع أكثر من شركة أو شركة واحدة، إدارة الإسلام في الإسلام! ويبدأ وينتهي في: الإدارة العالمية المتكاملة. في المنظور الغربي، إلا أن الإدارة هي إدارة شركات الإدارة العلمية! ومن فوق أو أقل من ذلك، هم يخافون! ما إذا كان ترامب يحظر وصول المهاجرين، رؤية الشركات أو الشركات في الإدارة. لأنه يخشى أن وصول المهاجرين سيكون أقوى من سلطته ويهدد سيادته. التنمية التنظيمية وتطوير الإدارة مؤلمة بالنسبة لهم! لهذا السبب، فإنهم يعارضون نمو السكان، لأنهم يتصورون: الغذاء يجب أن تعطى كلها من جيوبهم! لذلك، يجب أن يتخلى عن المنظور الغربي للحكم العالمي، الذي يقوم على نظرة ضيقة. لأن وجهة نظرهم هو ما يصل إلى أنفهم! ويعتقدون أنها عدوا لهم. ولكن في الإسلام، فإن أصغر عضو في المجتمع البشري تغطيه الإدارة الإلهية المتكاملة. يقول النبي الإسلام: “أنا فخور بك، حتى لو تم إحباط الطفل. ويقول الله في القرآن: “لا تخافوا من كثير من الأطفال ولا تدمرها”. نعطيهم هدية، حتى يومك معنا!
إن الأمثلة الحية لهذه الآية مهمشة أو مهاجرين! الحكومات والبلديات هي من أيدي هؤلاء الناس! ولكن الله يحبهم، وهم أساس الحضارة الإنسانية. في الإدارة الإسلامية، بالإضافة إلى أقصى قدر من التطوير: الإدارة في الجغرافيا ومركزها في العالم، لديها أقصى قدر من التطور في التاريخ والوقت. التحليل السابق والتنبؤ في المستقبل هو عقاب لإدارة الشركات! ولكن في الإسلام، فإن التاريخ كله لديه إدارة إلهية موحدة: أول تاريخ آدم يتم تحديده كمدير. أنبياء الله من بعده وخاتم النبيين، وبعد النبوة، عهد الإمامة ۱۱ يأخذ قرنين من الزمان. بعد غياب الإمام الثاني عشر، يتم إدارة العلماء من قبله. ويبدأ عصر المحافظة “. ولكن” في هذا الوقت، ولكن الامر ليس المسلمين، ولكن كما الإمام الغائب، ويدير العالم كله. وبطبيعة الحال، إذا كانت سلطتهم الإدارية منخفضة، ثم هم تابعون: غير المسلمين، هم أنفسهم هي وظيفة إدارة المسلمين. العاطفة لتقليد الزعيم المسلم يتم إنشاؤها في قلوبهم. ويتم اختيار هؤلاء المديرين أيضا في جميع الأوقات، على أساس الجدارة، أو، في الواقع، يعينهم إمام الزمن. القرآن يقول: “الله من بين شعوب العالم، آدم نوح، والإبراهيم والعمران، اختاروا لتوجيه وتوجيه الشعب”.
هؤلاء هم أكثر الناس استحقاقا على وجه الأرض. ومن بين الأئمة، كان مبدأ الجدارة أصيلا أيضا. على سبيل المثال، عندما جاء بعض الناس من قبل، ذهب النبي إلى الشاهغار الشاهجر وقال: “أنت أكبر من الإمام رضا، لماذا لم تحصل على الإمام؟” قال بشيء: كان أخي أكثر جدارة مني. وبالمثل، في حالة بقية الأئمة، طلب من الأعداء: إلهام الطريقة الملكية: بعد الإمام الحسن والإمام حسين قال: بدوره محمد خنيفة هو شقيقهم الآخر. زيد بن علي، الإمام محمد باقر أكبر، أو الإسماعيلي الإمام الكاظم، ونفس الأعذار كل إمام، تم إنشاء مجموعة. مثل عظام الزايدي والإسماعيلي! حتى جعفر كوزاب العم: الإمام جعل الوقت. ولكن الطفل البالغ من العمر ۵ سنوات كان أكثر تأهيلا من عمه.
Meritokrasi: İslam rəhbərliyi.
Birdən çox şirkət və ya şirkətlə işləyə bilməyənlərin əksinə İslamı İslamda idarə et! İnteqrasiya edilmiş Qlobal İdarəetmə. Qərb baxımından yalnız rəhbərlik elmi idarəetmə şirkətlərinin rəhbərliyidir! Və yuxarıda və ya aşağıda, onlar qorxuram! Tramp, immiqrantların gəlməsini maneə törətmək istəmədikdə, korporativ və ya korporativ bir baxış idarə edir. Çünki o, göçmenlerin gəlişinin gücündən daha güclü olacağından və suverenliyindən uzaqlaşacağından qorxur. Təşkilati inkişaf və rəhbərliyin inkişafı onlar üçün acıdır! Buna görə onlar əhalinin böyüməsinə qarşı çıxırlar, çünki onlar təsəvvür edirlər ki, ərzaq bütün ciblərindən verilsin! Buna görə də, Qərb baxımından dar bir baxışa əsaslanan dünya rəhbərliyindən imtina etməlidir. Çünki onların dünyəvi baxışları burunlarına qədərdir! Onlar öz düşmənləri kimi düşünürlər. Ancaq İslamda, insan cəmiyyətinin ən kiçik üzvü inteqrasiya ilahi rəhbərliyi əhatə edir. İslam Peyğəmbəri belə buyurur: “Mən uşaqdan çıxsam da, mən sizinlə qürur duyuram. Allah Quranda deyir: “Çox uşaqlardan qorxma və onları məhv etmə”. Onlara bir hədiyyə veririk, hətta sizin gününüz bizimlədir!
Bu ayənin canlı nümunələri marginalized və ya immiqrantlar! Hökumətlər və bələdiyyələr bu insanların əlindən çıxır! Amma Allah onları sevir və onlar insan sivilizasiyasının əsasıdır. İslam rəhbərliyində maksimum inkişafdan əlavə: coğrafiyada idarə olunması və dünya mərkəzli olması tarixi və vaxtı maksimum inkişafa malikdir. Keçmiş təhlillər və gələcək proqnozlar korporativ idarəetmə üçün cəzadır! Ancaq İslamda bütün tarixin vahid bir ilahi rəhbərliyi vardır: Adəmin tarixinin ilk rejissoru olaraq təyin olunur. Peyğəmbərin sona çatmasından sonra iki əsr davam edincə, peyğəmbərlər ondan sonra peyğəmbərlər ilahidir. İmamın on iki imam olmasından sonra, ulama rəhbərliyi onu həyata keçirir. İlin dövrü başlayır. “Lakin” bu anda yalnız müsəlmanların hökmdarı deyil, Vaxtın İmamı olaraq bütün dünyaya hakimdir. Əlbəttə, əgər onların rəhbərliyi gücsüzdürsə, onda onlar sərbəstdirlər: qeyri-müsəlmanlar, özləri müsəlmanları idarə etmək funksiyasıdırlar. Müsəlman liderinin təqlid ehtirası onların qəlblərində yaradılmışdır. Bu direktorlar da hər zaman, meritokrasi əsasında, ya da əslində, İmam Zamanı tərəfindən təyin olunmuşdur. Quranda deyilir: “Allah, dünya nəslindən olan Nuhun, İbrahimin və İmranın adamı, insanları doğru yola yönəldən və doğru yola yönəltmişdir”.
Bunlar yer üzündə ən layiqli insanlardır. İmamlar arasında müqəddəslik prinsipi də orijinal idi. Məsələn, bəzi insanlar əvvəlcədən gəldikdə, Peyğəmbər Şah Çağqara getdi və dedi: “İmam Rza’dan daha böyüksən, niyə İmamı almadınız?” O, möcüzə ilə dedi: “Qardaşım məndən daha layiq idi. İmamların qalan hissəsi də düşmənlərdən soruşuldu: İmam Həsən və İmam Hüseynin dediklərinə görə: Məhəmməd Xanifənin növbəsi digər qardaşlarıdır. Zeyd ibn Əli, imam Məhəmməd Bəkirə və ya İmam Kadhimdən daha böyükdür və hər imam üçün eyni bəhanə bir qrupdur. Zaidi və İsmayılın sümükləri kimi! Hətta Ja’far Kozab amca: İmam vaxt ayırdı. Ancaq 5 yaşındakı uşağı amcandan daha üstün idi.